دانلود{پاورپوینت درس 15 مطالعات اجتماعی نهم، انقلاب اسلامی ایران}

دانلود /پاورپوینت درس 15 مطالعات اجتماعی نهم، انقلاب اسلامی ایران/ اِی کیو|دانلود|50688258|aqc34029037|پاورپوینت,مطالعات,اجتماعی
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان پاورپوینت درس 15 مطالعات اجتماعی نهم، انقلاب اسلامی ایران هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .




مشخصات فایل:


فرمت فایل: pptx پاورپوینت،تایپ شده( قابل ويرايش و آماده پرينت )


تعداد اسلایدها: 82 اسلاید




قسمتی از متن پاورپوینت:



امام خمینی در یک سخنرانی مهم، دادن مصونیت قضایی به آمریکاییان را اقدامی ذلّت بار و خلاف استقلال کشور شمرد و شاه را به سبب وابستگی به آمریکا به شدت سرزنش کرد.


حکومت پهلوی دریافت که امام اهل سازش و سکوت نیست.


در 13 آبان 1343 امام را به ترکیه تبعید کرد. حدود یک سال بعد، تبعیدگاه امام از ترکیه به نجف در عراق تغییر یافت و تا مهر 1357 در شهر نجف ساکن بود.


امام در تبعید نیز به مبارزه ادامه داد و به مناسبت های مختلف با صدور اعلامیه و فرستادن پیام به گروه های سیاسی، مردم را به مبارزه با شاه و اسرائیل دعوت می کرد.


ادامۀ مبارزۀ ملت پس از تبعید امام


قشرهای مختلف مردم به ویژه روحانیان، فرهنگیان، دانشجویان و بازاریان پس از تبعید رهبر نهضت، به مبارزه ادامه دادند.


علاوه بر پیروان و یاران امام خمینی، گروه های دیگری نیز با عقاید سیاسی متفاوت در مبارزه با حکومت پهلوی شرکت داشتند.


برخی دیگر از عالمان و اندیشمندان مانند استاد شهید آیت الله مطهری و دکتر علی شریعتی به شکلی دیگر مبارزه می کردند.


آنان می کوشیدند با سخنرانی، نوشتن کتاب و مقاله و برگزاری کلاس های تفسیر قرآن و نهج البلاغه در مساجد، حسینیه ها و دانشگاه ها، اسلام انقلابی را به جوانان معرفی کنند.


خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) یکی از زنان مبارز و انقلابی است.


او در اوج مبارزات دوران انقلاب در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری به سختی شکنجه شد.


او که در کتابی تحت عنوان «خاطرات شکنجه» بخشی از آنچه را بر او در زندان کمیته مشترک گذشته است، به تصویر کشیده است. در بخشی از همین کتاب آمده است:


از صبح روز دوم شکنجه‌های اصلی شروع شد. دستم را به زور گرفتند، سوزن‌های بلندی را به زیر ناخن هایم فرو کردند، سپس نوک انگشتانم را که سوزن زیرش بودند، توی دیوار کوبیدند. سوزن‌ها تا انتها در زیر ناخن‌ها نفود کرد. تمام تنم از درد تیر کشید. گاهی با باتوم برقی که شوک الکتریکی ایجاد می‌کند، به اعضای بدنم می‌زدند. گاهی کف پاهایم از شدت ضربات شلاق شدیدا ورم می‌کرد. سریع مامور شکنجه دست و پایم را باز می‌کرد و با شلاق دنبالم می‌افتاد که به دور بالکن دایره مانندی که با نرده آهنی پوشیده شده بود بدوم. گاهی هم پاهایم را به گیره‌هایی که به سقف وصل بود، می‌بستند و تا چند ساعت به حالت آویزان می‌ماند.»